نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱

 

 

بسمه تعالی

 

صفحه ی ما در اینستاگرام:

اشعار فاضل نظری

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳
به قلم محمد غفاری به نقل از teribon.ir

فاضل نظری از شاعرانی است که در این سال‌ها بیش از هر شاعر جوان دیگری توانسته است به بدنه‌ی اجتماع نزدیک شود و آثارش همواره با استقبال مردم روبرو بوده است و شاید بسیاری از شما با شعرهای او آشنا باشید و بدانید که «ضد» آخرین مجموعه‌ی منتشر شده از اوست؛ مجموعه‌ای که برای نخستین بار در نمایشگاه کتاب امسال وارد بازار نشر شد و تا کنون بیش از هشت بار تجدید چاپ شده است.

فاضل نظری

«ضد» پس از سه‌گانه‌ی گریه‌های امپراطور، اقلیت و آن‌ها، چهارمین مجموعه اشعار فاضل نظری سی و چهار ساله است و پنجاه و یک غزل او را در بر گرفته است. در پشت جلد کتاب متنی با امضای شاعر نقش بسته که «من ضدی دارم/ آن‌قدر فریب‌کار که آن را/ «خود»پنداشته‌ام/ حالا/ من از خود برای تو شکایت آورده‌ام» می‌باشد و همانگونه که از آن دو جمله برمی‌آید، شاعر اینبار سفری دارد به عالم خویش و شعرهایش از عناصر بیرونی رها شده و به دنیای درونی‌اش رسیده و به دنبال شناخت خودش است که این خودشناسی با نگاه به حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» خداشناسی را در پی دارد:

به فکر هیچ‌کسی جز خودت مباش ای دل
که خودشناسی تو جز خداشناسی نیست
صفحه ۱۷

و این خودشناسی را قدم اول عاشق شدن می‌داند و هر چه غیر از آن‌ را بیهوده می‌شمارد:
دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار
همین‌جا در کویر خویش مروارید پیدا کن

در اینکه همیشه فاضل نظری پیروی سبک هندی بوده و به دنبال کشف مضامین تازه، شکی نیست اما اینبار شعرهایش تنها در نازک‌اندیشی و مضمومن سازی ادامه دهنده‌ی سبک هندی نیست و به اندیشه‌ و حتی دایره‌ی واژگانی شاعر هم رسیده و بسیاری از حرف‌های مهم او تحت تاثیر شاعران آن دوره‌ قرار گرفته است. «خود» و «خویش» کلیدواژه‌های پنجاه و یک غزل کتاب هستند و به ندرت می‌توان شعری پیدا کرد که این دو واژه در آن ننشسته باشد. ساخت ترکیب‌ها و مضامین متنوع با کلماتی همچون آینه، موج، آسمان و… از دیگر مواردی است که می‌توان آن‌ها را حاصل مطالعات شاعر در سبک هندی دانست.

برخی از غزلیات «ضد» را می‌توان در زمره اشعار پندی دانست که نقش آیات و روایت در آن قابل بررسی است؛ ولی بیشتر در تک بیت‌ها نشانه‌هایی از ادبیات اخلاقی به چشم می‌خورد:
دل به شادی‌های بی‌مقدار این عالم مبند
زندگی تنها فرازی در نشیبی ساخته است
درد دل کردن برای چشم ظاهربین خطاست
آنچه با آیینه خواهم گفت، آهی دیگر است

تنوع موضوعی از معدود ویژگی‌های مثبت فاضل نظری در مقایسه با دیگر مجموعه‌هایش می‌باشد. «ضد» تنها از اشعار عاشقانه و عرفانی تشکیل نمی‌شود و در آن اشعار اخلاقی، عاشورایی و اعتراضی نیز به چشم می‌خورد. دو شعر از این مجموعه با نام مشترک عاشقان، اشعاری درباره حماسه عاشوراست و نکته‌ی قابل توجه در آن، ملمع –یک مصرع عربی و یک مصرع فارسی- بودن آن است:

با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک
لم تقل شی‌ء سوا قم یا ِأخا أدرک أخاک
مشک دور از دست گریان است و قدری دروتر
مانده بر صحرا لبی خندان و جسمی چاک چاک
صفحه ۷۷

سال نود و یک مجموعه‌ای از گزیده اشعار فاضل نظری توسط انتشارات مروارید منتشر شد که بهترین کارهای وی را در بر می‌گرفت و در آن ده شعر جدید نیز قرار داشت که آن ده شعر سال بعد در مجموعه‌ی ضد به چاپ رسیدند. به واقع این ده غزل، بهترین اشعار مجموعه به انتخاب خود شاعر بودند.

«ضد» را انتشارات «سوره‌ی مهر» به سفارش مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، در ۱۱۲ صفحه با قطع رقعی منتشر کرده است. طرح جلد این مجموعه هم شبیه به آثار قبلی شاعر است و صفحه بندی کتاب نیز مانند سه کتاب دیگرش به گونه‌ای است که در صفحه‌ی سمت راست، طرح جلد به صورت سیاه و سفید آمده و شعر در صفحه‌ی سمت چپ نوشته شده است. تیراژ کتاب ۲۵۰۰ نسخه است و تا کنون هشت دوره تجدید چاپ شده و با قیمت به نسبت بالای ۸۰۰۰ تومانی به فروش می‌رسد. از دگر نکاتی که برای «ضد» قابل ذکر است عنایت مقام معظم رهبری به این مجموعه بود. به گونه‌ای که ایشان در بازدید از نمایشگاه کتاب و در غرفه‌ی انتشارات سوره مهر، این کتاب را خریداری نمودند. در پایان بیست و چهارمین غزل مجموعه‌ را با هم مرور می‌کنیم:

شور دیدارت اگر اگر شعله به دل‌ها بکشد
رود را از جگر کوه بـه دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید بــه درازا بکشد

خود شناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

عقل یک دل شده با عشق فقط می‌ترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد

زخمی کینه‌ی من این تو و این سینه‌ی من
من خودم خواسته‌ام کار به اینجا بکشد

حال با پای خودت سر به بیابان بگذار
پیش از آنی که تو را عشق به صحرا بکشد

موضوعات مرتبط: ضد، اخبار
نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳
 

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

 

ای موی پریشان تو دریای خروشان

بگذار مرا غرق کند این شب مواج

 

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

 

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده

جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

 

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی

صندوقچه ای را که رها گشته در امواج

 

موضوعات مرتبط: ضد
نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳


حالتی بین گریه و خنده، بین خوابیدن و نخوابیدن
مثل یک مرد خسته ی جنگی با تمام وجود جنگیدن

حالتی منقلب بدون وضو، بی سلوک و سُجود و سجاده
مایعی لای مردمک هایت مثل بغضی که سالها مانده

حاشیه میروی نمیدانی که بگویی چقدر دلتنگی
مثل بازیکنی که مصدوم است، میدوی گاه و گاه می لنگی

بی هوا عشق میزند به سرت، حال خوبی شبیه آزادی...
مثل وقتی که حُکمت اعدام است، و بگویند دیگر آزادی!

ارتباطی عجیب میبینی بین چشمان او و لبخندت
از سر کوچه تا که رد بشود، ناگهان اُفت میکند قندت!

تحت تاثیر یک غزل هستی یک غزل مال فاضل نظری...
انقدر گریه پشت گریه شدی، که نمیماند از غزل اثری!

میروی روی بالکن تنها، تو و آن کِنت های منفورت
مثل یک خوب ِ قهرمان در فیلم، که به بدها نميرسد زورت

متوجه نمیشوی که چقدر، در بزنگاهِ "من شدن" هستی...
خواستی تا دوباره توبه کنی، بشوی آنچه واقعا هستی
 
خیره بر آلبوم قدیمیتان، و تلقی واژه ی تنها....
مثلا فکر کن که با چشمت، عکس سلفی بگیری از دنیا!

میکِشی درد با تمام وجود، درد این خنده های زورکیَت
میشوی حبس ِبی ملاقاتی، تو و آزادی یواشکیَت

و دلت تنگ میشود به صداش، و زبانی که بعد از این لال است
نصفه شب زنگ میزنی اما، یک فلسطین برایت اشغال است
 
تا که خالی شدی از این احساس، زندگی ات عجیب و مبهم شد
تا که تهران شنید راز تورا، برج میلاد تا کمر خم شد!

نه تو تقصیر داری و نه خدا، بحث شعر و ترانه و سخن است...
تو برو لای یک قصیده بخواب. مشکل از عاشقانه های من است...

محمد مهدی متقی نژاد

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست

چون رود بگذر از همعه ی سنگریزه ها

 

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳

موضوعات مرتبط: ضد، تصاویر، اخبار
نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : جمعه پنجم دی ۱۳۹۳
  • ای گل ز شاخ آنچه نمی دانیت کنند
    گر بلبلان ز نغمه ثنا خوانیت کنند
    ناگه به قید قرعه فراخوانیت کنند
    "از باغ میبرند چراغانیت کنند
    تا کاج جشن های زمستانیت کنند"
     
    هر برگ تو نشانگر ایات معنوی
    وصف تو گشته درج به طومار مثنوی
    در پیش حسن تو خس و خارند منزوی
    "ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
    شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند"
     
     
    ای بیخبر که جلوه نمایی به شاخسار
    غافل مشو ز فتنه ی فردای روزگار
    تو دور خود چو پیله کشی روز و شب حصار
    "پو شانده اند صبح تو را ابرهای تار
    تنها به این بهانه که بارانیت کنند"
     
    فرد گریز پا نشود قدر او بلند
    تا گوش جان خود نسپارد به وعظ و پند
    دائم عبث به مکر و فسونست پای بند
    "یوسف ازین رها شدن از چاه دل مبند
    این بار میبرند که زندانیت کنند"
     
    ان مرده دل که در صدد عدل و داد نیست
    او را به بذل و جود و کرم اعتقاد نیست
    بر بخشش بدون جهت اعتقاد نیست
    "اب طلب نکرده همیشه مراد نیست
    گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند"
     
    ان رهروی که در دل او ترس و بیم نیست
    داند بجز طریق علی مستقیم نیست
    بغضش به غیر قهر و عذب الیم نیست
    "یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند"
     
    بودش "امید"چون که طریق ادب هدف
    اورده از ولایت مولای خود بکف
    اما بقید عهد که ننمایدش تلف
    "فاضل"بشرط مهر علی والی نجف
    مشمول عفو و رحمت رحمانیت کنند...
     
    شعر از آقای مصطفی ابراهیمی خوزانی(سده ای)
نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳

 

آدم خلیفه ی تنهای خدا روی زمین است 
امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاحش . . .
و سلاح او گریه است...

فاضل نظری
 

 

به تنهـــایی گرفتـــــارند مشتــی بی پناه اینجا

  مسافر خانه ی رنـــج اســت یا تبعید گاه اینجا؟

 ....................... 

تنهایی خود را به چهار آینه دیدم

بیزارم، بیزارم، بیزارم، بیزار

 ..........................

فراموشی حریری از غبار افکنده بر سنگی

ازین پس می‌نوازد عطر تنهایی مشامم را

 .............................

بگذار اگر این بار سر از خاک برآرم

بر شانه‌ی تنهایی خود سر بگذارم

 ..............................

«تنهایی و رسوایی»، «بی‌مهری و آزار»

ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی

 ...........................

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

خانه‌ی من با خیابانها چه فرقی می‌کند؟

 .......................

حاصل خیــــره در آیینـــه شدنهـا آیا

دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟!

........................... 

شاید فقط عاشق بداند او چرا تنهاست  

کامل ترین معنا برای عشق، تنهایی است 

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳
شعری از شاعر جوان جناب اسماعیلی:

برای شاعر گریه ها....

شب است و بی خبر از یاد شهر می گذری

"به غیر عشق ندیدم در این جهان خبری"

 دلم گرفته به یاد گذشته ها  ای دوست

چونان یتیم که خون می خورد ز بی پدری

منی که "ضد" خودم را ز جان پرستیدم

چگونه صبر کنم پیش خویش با دگری؟

دلم شکسته و عمریست ناامیدانه

در انتظار کسی هستم از دروغ بری

دل شکسته تاریخی ام  علاج نداشت

نه با شراب سلوکی نه قهوه قجری

هنوز گریه امانم نمی دهد اما

بیا که با تو بگریم به سبک شعر دری

اگرچه شاعر اندوه! امپراتور است

خبر ندارد از این گریه فاضل نظری 

مرا ببخش که شعری جز این نمی دانم:

"چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری"

محمد اسماعیلی10 7 70

 

 

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : جمعه سی ام آبان ۱۳۹۳
نمی داند دل تنها، میان جمع هم. . .  تنهاست

مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من

خودش از گریه ام فهمید مدت هاست! مدت هاست

به جای دیدن روی تو در "خود" خیره ایم ای عشق!

اگر آه تو در آیینه پیدا نیست، عیب از ماست

جهان، بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار

اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل

تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی

اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست

موضوعات مرتبط: ضد
نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳
در چشم خود آنقدر حقیرم که بیمرم

از خویش چنان خسته و سیرم که بمیرم

وقتی به غم عشق اسیرم که بمیرم 

"در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم"

 

خورشید که از شوق برآمد به تماشا

چون ذره مرا چرخ زنان برد به بالا

 من ابر پر از حادثه ای بودم و حالا

"یک قطره آبم که در اندیشه ی دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم"

 

ای عشق به سوی غم خود باز بخوانم

دنبال خود آنگاه به هر جا بکشانم

اکنون که چنین تشنه ی وصل است جهانم

"یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم"

 

گلهای بهاری خبر باد خزانی است

در زندگی ظاهر ما مرگ نهانی است

بیهوده نگفتند که این دایره فانی است

" این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم"

 

ای عشق به آتش بکش اندوخته ام را

سنگین شدن درس نیاموخته ام را

بر باد بده زندگی سوخته ام را

"خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم"

     سعید شریف زاد

نویسنده : علیرضا اسلامبولچی
تاریخ : یکشنبه چهارم آبان ۱۳۹۳
نخستین دوره رسمی درس گفتارهای فاضل نظری

با عنوان شعر معناگرا

فصل اول:غزل در نسبت با مضمون و معنا

مکان: فرهنگسرای رسانه، (تهران،ابتدای خیابان پاسداران، خیابان گل نبی،خیابان ناطق نوری، میدان قبا)

زمان: نیمه دوم آبان ماه

ثبت نام از طریق ارسال درخواست به ایمیل nevisa93@gmail.com یا تماس با شماره 22888680

جلسات به شکل هفتگی و به صورت رایگان برگزار می شود.

موضوعات مرتبط: اخبار
نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۳

 

 

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست

به این صحرا که من می آیم از آن اعتمادی نیست

 

به دنبال چه میگردند مردم درشبستان ها

در این مسجد که من دیدم چراغ اعتقادی نیست

 

نه تنها غم سلامت باد گفتن های مستان هم

گواهی میدهند دنیای ما دنیای شادی نیست

 

چرا بی عشق سر برسجده ی تسلیم بگذارم

نمیخوانم نمازی را که در آن از تو یادی نیست

 

کنار بسترم بنشین ودستم را بگیر ای عشق

برای آخرین سوگندها وقت زیادی نیست

 

مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست

تو وقتی با منی دیگر مرا بیم معادی نیست

 

 

پ ن : خوشحالم با وجود اینکه یک سالی نبودیم و مطلب جدیدی روی وبلاگ قرار ندادیم و حتی ماه ها نظرات رو تایید نکردیم هنوز آمار بازدید وبلاگ بالاست ... خداروشکر :)

+ این غزل استاد هنوز چاپ نشده .

 

برچسب‌ها: چاپ نشده
نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳

تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت

رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

 

هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود

دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

 

هرکه ویران کرد ویران شد در این آتش‌سرا

هیزم اول پایه‌ی سوزاندن خود را گذاشت

 

اعتبار سربلندی در فروتن بودن است

چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

 

موج راز سر به مهری را به دنیا گفت و رفت

با صدف‌هایی که بین ساحل و دریا گذاشت

 

 

پی نوشت : دوستان التماس دعا...

نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۳
 

 

 

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است

این آتش از هر سر که بر خیزد تماشایی است

 

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد

تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است

 

زیبای من ! روزی که رفتی با خودم گفتم

چیزی که دیگر بر نخواهد گشت، زیبایی است

 

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید

این گریه های ناگهان از ترس رسوایی است

 

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری

تمرین برای روزهایی که نمی آیی است

 

شاید فقط عاشق بداند "او" چرا تنهاست

کامل ترین معنا برای عشق تنهایی است ...

 

 

پی نوشت : ببخشید که مدتی نبودیم ...

 

نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲

خبرگزاری آنا: جمعی از چهره های نام آشنای عرصه هنر، فرهنگ و جامعه ورزشی حمایت خود را از "فاضل نظری" به عنوان چهره شاخص فرهنگی و هنری برای حضور در چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران اعلام کردند.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری آنا، حامیان نام آشنای این کاندیدا عبارتند از:بهاالدین خرمشاهی(قرآن پژوه و حافظ شناس)، محسن پرویز(نویسنده و معاون سابق وزیر ارشاد)، علیرضا قزوه(شاعر انقلاب)، مسعود فراستی(منتقد سینما)، محمود خسروی وفا(رییس فدراسیون جانبازان ومعلولین)، مصطفی جمشیدی(داستان نویس)، علی درستکار(مجری تلویزیون)، بهرام عظیمی(کارگردان انیمیشن تهران ١٥٠٠)، جمال شورجه(فیلم ساز)، بهروز شعیبی(کارگردان و بازیگر)، ناصر شهسواری(مدیر عامل سابق باشگاه پیکان و ابومسلم)، جواد زرینچه(فوتبالیست)، افشین پیروانی(کاپیتان سابق تیم ملی و پرس پولیس)، پرویز بیگی حبیب آبادی(شاعر)، رسول نجفیان(هنرمند و بازیگر)، کورش سلیمانی(بازیگر)، بهرام افشار زاده(دبیر کل کمیته ملی المپیک)، حسین مسافر آستانه(نویسنده تئاتر)، محمد رضا عبدالملکیان(شاعر و مدیرعامل خانه شاعران ایران)، رضا امیر احمدی(مجری تلویزیون)، وحید شمسایی(آقای گل فوتسال جهان)، کورش زارعی(بازیگرتئاتر)، محمد خزایی(تهیه کننده سینما)، مصطفی کارخانه(سرمربی سابق تیم ملی والیبال)، فرج الله سلحشور(فیلم ساز)، عباس انصاری فرد(مدیر عامل اسبق باشگاه پرسپولیس)، خانم عرفان نظر آهاری(شاعر)، مهدی مظفری ساوجی(نویسنده)، علی داوودی(شاعر)، عباس محمدی(شاعر)، عبدالرحیم سعیدی راد(شاعر)، مصطفی محدثی خراسانی(شاعر)، غلام حسین شعبانی(مسئول سابق فرهنگی کمیته ملی المپیک)، مرتضی علی عباس میرزایی(مستند ساز)، بهتاش فریبا(کاپیتان سابق تیم ملی و استقلال)، پرویز مظلومی(مربی سابق استقلال)، مجید نامجو مطلق(کاپیتان سابق استقلال و بازیکن ملی)، مرتضی کرمانی مقام(بازیکن اسبق تیم ملی و پرسپولیس)، حسین فرکی( بازیکن اسبق تیم ملی)، مهدی دینورزاده(کاپیتان سابق تیم ملی)، مجید برزگر(کارگردان سینما)، ابولفضل محترمی(کاریکاتوریست)، افشین بختیار(عکاس)، بیژن ارژن(شاعر)، محمود حبیبی کسبی(شاعر)، هادی محمد حسنی(شاعر)، محمد جواد آسمان(شاعر)، حافظ ایمانی(شاعر و نوازنده)،داریوش محمدخانی(عکاس)، خانم لیلا کرد بچه(شاعر)،خانم نرگس رجایی(شاعر)، سجاد عزیزی آرام(شاعر)، کیوان کهریزی(نقاش)، مهدی فرجی(شاعر)،مرجان اشرفی زاده(فیلم ساز)، مهدی مظاهری(شاعر)، علی دادرس(فیلم نامه نویس)، محمد مهدی سیار(برنده کتاب سال شعر ایران)

لازم به ذکر است ابوالفضل (فاضل) نظری، شاعر سه گانه پر فروش "آن ها"، "گریه های امپراطور"، "اقلیت" و کتاب "ضد"، در مقطع دکتری مدیریت صنعتی تحصیل کرده است و سابقه هشت سال ریاست حوزه هنری استان تهران را در پرونده کاری خود دارد.

موضوعات مرتبط: اخبار
برچسب‌ها: انتخابات, شورا
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲

فاضل (ابوالفضل) نظری درباره‌ی حضورش در انتخابات شورای شهر تهران، می‌گوید، به خاطر شاعر بودن وارد این حوزه‌ نشده‌ است.

این شاعر و نامزد چهارمین دوره‌ی انتخابات شورای شهر تهران در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عنوان کرد: من برای فعالیت‌های شورای شهر در دوره‌ی جدید سه ضلع اساسی را می‌بینم و تأکیدم بر این سه ضلع است؛ یکی ایجاد یا بهبود زیرساخت‌های زندگی شهری، دو دیگر توجه به فرهنگ در معنی واقعی‌اش در همه‌ی حوزه‌های تصمیم‌گیری و سوم رفع مشکلات اصلی موجود.

او افزود: برنامه‌ی اصلی شورای شهر شامل برنامه‌ریزی برای آینده و رفع مشکلات موجود است. باید با استفاده از قوانین و مقررات و اسناد بالادستی کمک کنیم که این سه ضلع بتوانند به طور منسجم و کامل کار کنند. در حوزه‌ی مدیریت شهری ریل‌هایی گذاشته شده و قرار نیست شورای جدید مسیر را متحول کند. هنر شورای جدید این است که با توجه به اسناد بالادستی و راهبرد و چشم‌اندازی که برای آینده‌ی تهران طراحی و ترسیم شده، ریل‌هایی را در ادامه‌ی این مسیر و بهتر از گذشته برای حرکت به سمت فردایی مطلوب و از پیش‌ تعیین‌شده ایجاد کند.

نظری که دارای دکترا در رشته‌ی مدیریت صنعتی است، در ادامه تأکید کرد: من به خاطر شاعر بودن وارد این حوزه‌ نشده‌ام؛ بلکه با توجه به تحصیلات و تجربیاتی که در این زمینه داشتم، احساس کردم می‌توانم کاری انجام دهم و ممکن است تحصیلات و تجربه‌ام برای این حوزه مفید باشد. شورای شهر یک مجموعه است که باید نگاه‌ها و تخصص‌های مختلف را در کنار هم جمع کند. غفلت از یک وجه به کل آسیب می‌رساند. امروزه سازمان را یک سیستم می‌بینند که خلل در یکی از اجزای آن منجر به اشکال در کل سیستم می‌شود. تخصص‌های مختلف در شوراها منجر به هم‌افزایی می‌شود و این سینرژی (هم‌افزایی) هم در زندگی شهری شتاب و سرعت لازم را برای بهبود ایجاد می‌کند.

او همچنین اظهار کرد: این جمله‌ی معروف که ما مأمور به تکلیف هستیم؛ نه نتیجه، بسیاری از مواقع، خصوصا جایی که با انتخاب مردم مواجه هستیم، معنادار است. مردم باید بدانند چه کسانی آمده‌اند و بعد انتخاب کنند. انتخاب بین دوهزار اسم، آن هم براساس ملاک‌های دقیق، بسیار دشوار است. معمولا مردم تهران به نظر کارشناسان و لیست‌هایی که تخصص‌های متنوع را در کنار هم جمع کرده‌اند، اعتماد می‌کنند.

نظری سپس گفت: رأی آوردن و نیاوردن ربطی به پیروزی ندارد. پیروزی این است که ما احساس کنیم که می‌توانیم کمک کنیم. مهم این است که به مردم فکر و مخاطره و ریسک‌ کنیم و البته هزینه‌ای نپردازیم که بعدها همیشه به خاطر آن افسوس بخوریم و بخواهیم آن را جبران کنیم. اگر این فعالیت‌ها در یک بستر اخلاقی رخ بدهد، کسی نگران رأی آوردن و نیاوردن نخواهد بود که بخواهد به هر قیمتی جلب نظر کند.

این شاعر همچنین درباره‌ی برنامه‌های خود پس از پیروزی احتمالی در انتخابات شورای شهر تهران، اظهار کرد: اگر خدا بخواهد و امکان این خدمت برایم میسر شود، سعی می‌کنم از صمیم جان کار کنم و نقش مؤثری داشته باشم. البته اگر در هر دوره‌ای ببنیم که امکان فعالیت ندارم، فرصت را به کس دیگری واگذار می‌کنم، پیش از این هم همین‌طور بوده‌ام. حضور در شورا یک واجب کفایی است. من احساس وظیفه کردم که داشته‌ها و دانسته‌هایم را عرضه کنم. اگر امکان حضور در این شورا محقق شود، این کار را خواهم کرد، وگرنه در جای دیگری به کشور خدمت می‌کنم. ما به وطن‌مان بدهکاریم و هر قدر هم کار کنیم، این بدهکاری صاف نمی‌شود.

نظری در ادامه گفت: هنر و ادبیات یکی از ابزارهای تغییر فرهنگ است. در این‌جا منظور من از فرهنگ،‌ تعریف رایج آن به عنوان فرهنگ و هنر نیست. البته سینما، موسیقی، ‌شعر و ادبیات همه می‌توانند به ترسیم یک جهان آرمانی، اصلاح خلق‌وخوی مردم، بهبود وضع تفکر و حتا معیشت مردم کمک کنند، اما باید فرهنگ را وسیع‌تر از امروز تعریف کنیم؛ مثلا اگر یک اقدام اجرایی مثل آوردن مترو در شهر انجام می‌دهیم، به تأثیرش در رفتار، فرهنگ، باورها و ارزش‌های مردم توجه کنیم. همین مردمی که با احترام و تعارف از درهای خانه‌ها خارج می‌شوند، ممکن است وقتی زیرساخت درستی برای مترو و حمل‌ونقل عمومی نداشته باشیم، بیش از دیگران به خود فکر کنند. بنابراین ما باید به تأثیرات فرهنگی تصمیم‌های اجرایی توجه کنیم.

او افزود: باید به فرهنگ به معنای مصطلح آن نیز فکر کرد. هنرمندان ریه‌های جامعه هستند که جامعه با آن‌ها نفس می‌کشد. تمدنی که هنرمند ندارد، محکوم به فراموش شدن است و مسیر فراموشی را طی می‌کند. باید به فرهنگ و هنر توجه داشت و زمینه‌های حضور مردم را فراهم کرد. ما اعضای احتمالی شورا خود مردم هستیم و نباید پس از انتخاب شدن فراموش کنیم که جزوی از مردم بوده و هستیم و برای آن‌هاست که سر کار آمده‌ایم. قطعا رضای خدا نیز در بهبود زندگی مردم است.

نظری همچنین تأکید کرد: پرچم فرهنگ و هنر رفیع‌ترین پرچم تاریخی ماست و شاید همه‌ی ثروت باستانی ما با نقش فرهنگ و هنر در حال اهتزاز است. به عنوان آخرین سنگرهای دفاع از تفکر اسلامی و ایرانی باید به آن اهتمام شود، بنابراین خود مردم می‌توانند زمینه‌ی تعالی وضعیت فرهنگ و هنر را ایجاد کنند و خود با همه‌ی دقت، این قطار در حال حرکت را به سمتی که باید برود، برسانند.

موضوعات مرتبط: اخبار
برچسب‌ها: انتخابات, شورا
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲
به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا

مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا



غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا

برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
به خون خویش می‌غلتند خلقی بی‌گناه اینجا

نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم 
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا

اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان می‌جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا

تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا

فاضل نظری
ضد

موضوعات مرتبط: ضد، پوستر
برچسب‌ها: دنیا, بی بهانه, پوستر, ضد
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است

 

قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه

دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است

 

تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است

 

باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -

آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است

 

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است

 

هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است

 

کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من

« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است

 


از کتاب جدید " ضد "

انتشارات سوره مهر

موضوعات مرتبط: ضد، پوستر
برچسب‌ها: ضد
نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱
 

مصاحبه ی فارس با دکتر فاضل نظری


و اخبار جدید از چاپ ضد



http://khabarfarsi.com/ext/4783682


 

موضوعات مرتبط: مصاحبه ها
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱

مرا بازیچه‌ خود ساخت چون موسی که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

 

نسیم مست وقتی بوی گل می‌داد حس کردم

که این دیوانه پرپر می‌کند یک روز گل‌ها را

 

خیانت قصه‌ی تلخی است اما از که می‌نالم؟

خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را

 

خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست

چه آسان ننگ می‌خوانند نیرنگ زلیخا را

 

کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست

چرا آشفته می‌خواهی خدایا خاطر ما را

 

نمی‌دانم چه افسونی گریبان‌گیر مجنون است

که وحشی می‌کند چشمانش‌آهوهای صحرا را

 

چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی

فقط با پاسخت پیچیده‌تر کردی معما را

موضوعات مرتبط: پوستر
نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱

 

 

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، آئین پایانی هفتمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر در تالار وحدت با حضور سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس‌جمهور برگزار شد.

در این مراسم در بخش کتاب مجموعه آثار احمدرضا احمدی به عنوان برترین مجموعه شعر منتشر شده طی سال گذشته معرفی شد اما به دلیل کسالت احمدی همسرش هدیه او را دریافت کرد.

در بخش شاعر برگزیده مردمی طی دهه اخیر و بر اساس نظرسنجی عمومی از میان 196 شاعری که مردم به آنها رأی داده بودند علی معلم دامغانی، سیدحمیدرضا برقعی، فاضل نظری، علیرضا قزوه، محمدرضا شفیعی کدکنی و محمدعلی بهمنی در میان برترین‌ها بودند اما علیرضا قزوه و سیدحمیدرضا برقعی به عنوان شاعر مردمی دهه اخیر معرفی شدند.

اما در بخش معرفی برترین مجموعه شعر 10 سال گذشته سه‌گانه، فاضل نظری معرفی شد.

 

 

موضوعات مرتبط: اخبار
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم

بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم

 

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم

ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم

 

چه بر ما رفته است ای عمر ؟ ای یاقوت بی قیمت !

 که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم

 

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟

که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

 

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد

که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

 

سایز اصلی پوستر

موضوعات مرتبط: پوستر
نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱

 

 

فاضل نظری شاعر و عضو شورای علمی هفتمین دوره‌ جشنواره‌ شعر فجر در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره انتخاب شاعر برتر دهه اخیر کشور اظهار داشت: برای انتخاب شاعر برگزیده از نظر مردم در دهه اخیر پرسشنامه‌ای آماده و در میان اقشار مختلف قرار داده خواهد شد؛ در طراحی این نظرسنجی روایی و پایایی مدنظر قرار گرفته شده است.

به گفته وی، اما اگر قرار است سال آینده هم این اتفاق رخ دهد بنظرم باید از همین منظر و مسیر رخ ‌دهد، اما روش جمع‌آوری آن باید توسعه یابد و متولیان باید نمونه آماری را گسترده‌تر کنند و از تصادفی‌سازی بیشتری برای انتخاب‌های مصاحبه‌شوندگان استفاده کنند.

عضو شورای علمی هفتمین دوره‌ جشنواره‌ شعر فجر درباره ثمرات این مهم عنوان کرد: هر کاری در حوزه شعر که به ارتباط میان مخاطب و نویسنده مربوط شود به نظرم می‌تواند کاری خوب باشد، نشان‌دهنده توجه به موضوع مردم و مخاطبان است؛ در دوره‌ای همه می‌گفتند که شعر دچار بحران مخاطب شده و آثار از مردم فاصله گرفته و خیلی وقت‌ها مخاطب شعر، خود شاعر یا حلقه اطراف آن فرد هستند، اما این دیدگاه بنظرم امروز در حوزه شعر و داستان تغییر کرده و استانداردهای جدیدی ایجاد شده؛ اینکه یک کتاب یا مجموعه شعر به چاپ‌های متعدد برسد اصلا موضوع شگفت‌انگیزی نیست، اقبال مردم نسبت به شعر افزایش یافته چراکه لحن شعر‌ها به زبان مردم نزدیک شده و از طرفی ارتقای سطح مطالعه مردم، تبدیل شدن عموم جامعه از نسبت حداکثری عوام به یک نسبت حداقلی و بلعکس، یعنی درصد بالای جامعه کنونی ما تحصیل‌ کرده هستند، همین موارد وقتی کنار همدیگر قرار می‌گیرند می‌بینیم هم جامعه بسوی نخبه‌گری حرکت کرده یعنی مخاطب به آثار تازه شده نیاز پیدا کرده و هم اینکه آثار فرهنگی و ادبی به لحن مردم نزدیک‌تر شده‌اند، این همگرایی سبب شده ما بیشتر از گذشته شعر را در میان مردم ببینیم و آثار ادبی را با اقبال بیشتری در جامعه بیابیم.

این شاعر در ادامه ضمن اشاره به ایده خوب و خلاقانه «انتخاب شاعر برتر کشور» متذکر شد، اینکه چگونه این جایزه برگزار شود، خودش موضوعی ثانوی است که خیلی در حال حاضر اهمیت ندارد و تنها توجه به مخاطب مهم است.

وی در پاسخ به اینکه اگر در این نظرسنجی شما انتخاب شوید چه مسئولیتی در پیامد آن خواهید داشت، افزود: خود شاعران و نویسندگان هم روزگار ما نشانه‌هایی از نحوه برخورد مردم با آثارشان را دارند، (انتشار متعدد، استفاده در سایر هنرها، ساخت ملودی بر اشعار و...) هر فردی یک ارزیابی نسبی از اقبال جامعه نسبت به آثار خود دارد؛ با این انتخاب اتفاق تازه‌ای درباره آن شاعر رخ ‌نمی‌دهد و بنظرم هر فردی خود می‌داند در کجای جامعه قرار گرفته است، اما اینکه به جامعه اعلام شود و به شکل رسمی اطلاع‌رسانی شود فکر خوبی است.

عضو شورای علمی هفتمین دوره‌ جشنواره‌ شعر فجر عنوان کرد: «کم من ثناء جمیل لست اهل له نشرته» (فرازی از دعای کمیل) چه ثناهای زیبایی که من اهلش نبودم و خداوند نشر داده آنها را، فکر می‌کنم قطعا اینگونه است، اما وقتی این انتخاب از سوی مردم باشد مباهات دارد، ما باید فرهنگ تازه‌ای را در فضای رقابتی آثار هنری جا بیندازیم و آن احترام به انتخاب است، من فکر می کنم اگر از میان 5 کتاب یک کتاب انتخاب شد نویسندگان چهار کتاب باید به برگزیده نهایی تبریک گفته و بر آن نقدهایی بنویسند و نشان دهند این کارها نمادین است و حقیقت چیز دیگری است.

سراینده مجموعه «گریه‌های امپراطور» بیان کرد: در تمام این سال‌ها ممکن است رسانه‌ای بر یک شاعر تاکید و برجسته سازی داشته باشند اما واقعا مردم ما طبقه خواص هستند که تحت تاثیر رسانه‌ها قرار نمی‌گیرند و خودشان انتخاب مستقل دارند. اما باید به این کار نمادین احترام گذاشت و هر فردی انتخاب شود مورد احترام بوده و دوست دارم اولین فردی باشم که به او تبریک می‌گوید.

فاضل نظری در پایان درباره رای خودش به دیگر شاعران درباره شاعر برتر دهه اخیر کشور متذکر شد؛ شاعری که بنده دوستش داشتم و فکر می‌کردم در روزگار ما متفاوت از سایرین است چند سالی‌ است به دیدار حق شتافته، اما شعرای بسیاری وجود دارند که نام بردن از هر یک شاید نفی دیگران باشد و مضاف بر اینکه فرم طراحی شده بدون نام است و اگر بخواهم اظهار نظری بکنم ترجیح می‌دهم بدون نام باشد.

 

موضوعات مرتبط: مصاحبه ها، اخبار
نویسنده : ه.خزایی
تاریخ : شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱

فاضل نظری معتقد است، شبیه جشنواره‌ی شعر فجر ده‌ها جشنواره‌ی دیگر وجود دارد و برای همین سطح این جشنواره‌ باید تغییر کند و رقابت در سطح حرفه‌یی‌تری قرار گیرد.

این شاعر و عضو شورای علمی هفتمین دوره‌ی جشنواره‌ی شعر فجر در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجوبان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: برای این جشنواره تا کنون اقدام‌هایی از سوی رضا حمیدی، دبیر علمی جشنواره، صورت گرفته است تا جشنواره رقابتی شود و بعد از برگزاری جلساتی این اتفاق صورت گرفته است،‌ اما سطح این رقابت میان جوانان است.

او در ادامه افزود: یکی از اقدام‌هایی که برای سال آینده مورد نظر است، ورود آثار به شکل کتاب به جشنواره است که این اتفاق می‌تواند سطح رقابت و جشنواره را بالاتر ببرد، چرا که الآن شبیه جشنواره‌ی شعر فجر ده‌ها جشنواره‌ی دیگر وجود دارد، اما این جشنواره می‌تواند در سطح حرفه‌یی‌تری قرار گیرد و کسانی که کتاب اول و یا چندمین کتاب خود را منتشر کرده‌اند، وارد جشنواره شوند.

نظری همچنین درباره‌ی برخی معیارهای شورای علمی جشنواره‌ی شعر فجر برای بررسی آثار، اظهار کرد: شورای علمی خود به طور مستقیم در داوری‌ها دخالت نمی‌کند، اما معیارهایی برای ارزیابی آثار دارد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به هندسه و ساختار شعر، موسیقی‌های چندگانه‌ی شعر، توجه به عناصر اصلی شکل‌دهنده‌ی شعر، عناصر محتوایی و عواطف و خیال شعری اشاره کرد.

این شاعر همچنین با اشاره به این‌که برخی دوره‌های جشنواره شعر فجر با افول روبه‌رو بوده است، عنوان کرد: در دوره‌های گذشته نوعی تقسیم‌بندی محتوایی برای آثار وجود داشت که باعث شد دو دوره از جشنواره‌ی اول تا پنجم دچار افول شود و امروز آن اتفاق یک تجربه در اختیار برگزارکنندگان جشنواره قرار داده که کسی به فکر آن تقسیم‌بندی نباشد.

نظری در ادامه اضافه کرد: البته باید گفت بخشی از آن افول طبیعی بود و به نظرم به طور کلی روند جشنواره‌ی شعر فجر رو به رشد بوده و دستاوردهای تازه‌ای داشته است. جشنواره‌ی امسال هم می‌تواند نسبت به سال گذشته موفق‌تر باشد که البته باید در عمل این اتفاق را ببینیم.

 

لینک خبر

 

موضوعات مرتبط: اخبار
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱

هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست

ببار ابر بهاری، ببار... کافی نیست

 

چنان که یخ زده تقویم ها اگر هر روز

هزار بار بیاید بهار، کافی نیست

 

به جرم عشق تو بگذار آتشم بزنند

برای کشتن حلاج، دار کافی نیست

 

گل سپیده به دشت سپید می روید

سپیدبختی این روزگار کافی نیست

 

خودت بخواه که این انتظار سر برسد

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

سایز اصلی پوستر

موضوعات مرتبط: پوستر
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱

هم از سکوت گریزان ، هم از صدا بیزار

چنین چرا دلتنگم ، چنین چرا بیزار

 

زمین از آمدن برف تازه خشنود است

من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

 

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار

 

اگرچه می گذریم از کنار هم آرام

شما ز من متنفر ، من از شما بیزار

 

به مسجد آمدم و نا امید برگشتم

دل از مشاهده تلخی ریا بیزار

 

صدای قاری و گلدسته های پژمرده

اذان مرده و دلهای از خدا بیزار

 

به خانه ام بروم؟!خانه از سکوت پر است

سکوت می کند از زندگی مرا بیزار

 

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!

از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار

 

سایز اصلی پوستر

 

پ.ن: هفته پیش با آقای نظری صحبت میکردم، گفتن کتاب ضد احتمالا برای نمایشگاه کتاب یعنی اواسط اردیبهشت ماه میرسه!

یا علی

موضوعات مرتبط: پوستر
نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱

عشق که گویا هوسی هست و نیست..!

کنج دلم یادِ کسی هست و نیست...!

شعلهِ پرواز بسی هست و نیست...!

"چشم به قفل قفسی هست و نیست...

مژده فریاد رسی هست و نیست...! "

 

آمده بودم که کنم بندگی...

در سر من دولت سازندگی...

عشق بیاید...من و پایندگی...

"می رسد و میگذرد زندگی...

آه که هر دم نفسی هست و نیست...! "

 

در سر من فکر تو و درد عشق...

باغچه و باد و من و گرد عشق...

مسجد و منبر همه بر پند عشق...

"حسرت آزادیم از بند عشق...

اول و آخر هوسی هست و نیست...! "

 

بر در این خانه قفس می کشم...

داد من از دست هوس می کشم...

بر سر تابوت جرس می کشم...

"مرده ام و باز نفس می کشم...

بی تو در این خانه کسی هست و نیست...! "

 

آدمِ احساس دلم خسته است...

پنجره ام رو به تو وابسته است...

هر که مرا دید ز من رسته است...

"کیست که چون من به تو دل بسته است...

مثل من ای دوست بسی هست و نیست...!"


" نیما درویش "

نویسنده : سعید مرشد
تاریخ : سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

که زخم های دل خون من علاج نداشت

 

تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

 

منم خلیفه ی تنهای رانده از فردوس

خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

 

تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

 

 

نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم

چراغ نه که به گشتن هم احتیاج نداشت

سایز اصلی پوستر

 


یا علی

موضوعات مرتبط: پوستر
برچسب‌ها: پوستر
 
 
« گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام.
ای بسا خبری بیاورم از آن. »
رفت. و « پیامبر » بازگشت .