آن روزها
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن
" آن ها "
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:27 توسط مهدی ن
|
« گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام.