دکلمه شاخه گلی روی مزار

باسلام

ساده بگم: سالی زیبا و پراز عشق براتون آرزومندم.

گفتم شاید براتون جالب باشه تا یه دکلمه ی زیبا از جناب آقای نظری باصدای آقای عصار براتون بذارم:

از باغ می برند چراغانی ات کنند

تا کاج جشن هاي زمستاني ات کنند

 

پوشانده اند صبح تو را ” ابرهاي تار“

تنها به اين بهانه که باراني ات کنند

 

يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي برند که زنداني ات کنند

 

اي گل گمان مکن به شب جشن مي روي

شايد به خاک مرده اي ارزاني ات کنند

 

يک نقطه بيش بين رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس که شيطاني ات کنند

 

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست

گاهي بهانه ايست که قرباني ات کنند

 " لینک دانلود دکلمه "

ضمنا خدمت دوستان عرض کنم که فایلapk کتاب برای اندرویدیها آماده ست که میتونید از لینک زیر دانلود کنید « نظر یادتون نره ! » :

دانلود کتاب موبایل "

حلقه ی دوزخ

اگر چون رود می‌خواهد که با دریا بیامیزد

 بگو چون چشمه بر زانو گذارد دست و برخیزد

 

به حرف دوستان از دست من دامن مکش هرچند

به ساحل گفته‌اند از صحبت دریا بپرهیزد

 

 چه بیم از دیگران؟ در چشم مردم بوسه می‌گیریم

که با این معصیت‌ها آبروی ما نمی‌ریزد

 

 بیا سر در گریبان هم از دنیا بیاساییم

مگر ما را خدا «باهم» در آن دنیا برانگیزد

 

 در این پیرانه سر، سجاده‌ای دارم که می‌ترسم

خدا با آن مرا از حلقه‌ی دوزخ بیاویزد

 

 مرا روز قیامت با غمت از خاک می‌خوانند

 چه محشر می‌شود مستی که از خواب تو برخیزد

 

" آن‌ها"

آن روزها

ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن

آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن

 

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر

خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

 

در چشم دیگران منشین در کنار من

ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

 

راز من است غنچه ی لب های سرخ تو

راز مرا برای کسی بازگو مکن

 

دیدار ما تصور یک بی نهایت است

با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن

" آن ها "